تلخ و شیرین مگر میشود زندگی مرا بهم ریخته آفریده باشد خداوند دانه های انار....
| ||
|
بالاخره پاییز زیباو عزیز دلم هم رسید ..حس میکنم لحظات دلچسبی در انتظارند ... برخلاف تابستون لذت بخشی! که داشتم .. برخلاف میلم قبول کردم که امسال دانشگاه برم ..و الان دانشجوی رشته ی حسابداری گیلان هستم دلم بشدت میخواست رادیولوژی بخونم و قرار شد که آزاد همین رشته رو برم اما از اونجایی که شانس همیشه با من یار بوده و هست من که از تابستون امسال چیزی جز گریه و زاری نفهمیدم ..یعنی بدترین تابستون عمرم امسال بود ... یه وقتایی هم انقدر خودمو با سریالای کره ای و دانلود کردنشون سرگرم میکردم که یادم بره و روزم شب بشه .. به حدی که الان به زبان کره ای مسلط شدم کامل خلاصه تابستون هم با همه دنگ و فنگش رفت ...خداحافظ تابستون ....دوش گرفتن های ده باره در شبانه روز....آبکشی مکرر لباس...کولرهای مداوم روشن...قبض های برق سکته آور......لیوان های سرشار از یخ....آفتاب سوزان ...خداحافظ تابستون چندش و اه اه اه متنففففرم ازت .!! خوب شد؟ دلم خنک شد تموم شدی نظرات شما عزیزان:
بیچاره تابستون
![]() درکل موافقم تابستون امسال اثن افتضاح بود خصوصا وقتی جواب کنکور سراسری اومد و دیدم حتی از بین الملل ارس واسه پزشکی قبول نشدم! ولی اواخر از شادی پر میزدما ![]() پاسخ:یعنی بازم کنکور دادین؟ شما که پزشکی میخونی !!!! دیگه چرا؟؟؟؟؟؟ |
|
[قالب وبلاگ : سیب تم] [Weblog Themes By : SibTheme.com] |